اخبار

زندگی‌نامه‌ ایلان ماسک (فصل نهم/ بخش دهم)

فصل نهم/ بخش دهم

پرتاب

یک‌بار هم اسپیس‌ایکس مثل شرکتی با امکانات و ظرفیت محدود به نظر آمد. برنامه‌ی شرکت این بود که موشک فالکون ۱ نسبتا کوچک را تبدیل به موشک کاری اصلی شرکت بکند. فالکون ۱ تا آن زمان با قیمتی معادل ۶ تا ۱۲ میلیون دلار برای هر پرواز، تا آن زمان ارزان‌ترین روش برای رساندن تجهیزات به مدار زمین بود و حسابی اهالی فعال در صنعت فضا را ترسانده بود. گوگل در سال ۲۰۰۷ اعلام کرد جایزه‌ی لونار ایکس پرایز (Lunar X Prize) 30 میلیون دلار است و به کسانی که بتوانند یک ربات را به ماه ببرند، بسیاری از طرح‌های پیشنهادی فالکون ۱ را به‌عنوان موشک مورد نظرشان پیشنهاد کرده بودند؛ به این خاطر که به نظر می‌آمد این تنها راهی است که می‌توان با قیمتی منطقی چیزی را به ماه برد. دانشمندان در سرتاسر دنیا همه کاملا هیجان‌زده بودند چرا که معتقد بودند برای اولین بار می‌توانند آزمایش‌های خود را با قیمتی مناسب در مدار زمین انجام بدهند.

اما با وجود تمام این اشتیاق‌ها و صحبت‌ها درباره‌ی فالکون۱، این اتفاق‌ها هیچ‌وقت عملی نشدند. شات‌ول می‌گفت: “خیلی واضح بود که برای فالکون ۱ تقاضا بسیار است اما پولی در کار نیست. بازار باید می‌توانست از پس تعداد مشخصی وسیله نقلیه بر بیاید و با سه فالکون ۱ در سال اصلا نمی‌شد کسب‌وکار درست و حسابی داشت.” آخرین پرتاب فالکون ۱ در جولای سال ۲۰۰۹ و از جزیره‌ی کواجالین و زمانی انجام شد که اسپیس‌ایکس برای دولت مالزی یک ماهواره به مدار زمین برد. از آن به بعد همه در صنعت هوافضا گله‌مند و ناراضی بودند. شات‌ول می‌گفت: “از نظر ما فالکون۱ یک شانس فوق‌العاده بود. من خیلی در مورد آن احساساتی شده بودم و پیش‌بینی کرده بودم که سیل درخواست‌ها به سمت ما خواهد آمد اما بعد از هشت سال، هنوز خبری از آن‌ها نیست.”

اسپیس‌ایکس ثابت کرد که فالکون ۹ می‌تواند یک کپسول دراگون را به فضا ببرد و همچنین این‌ را ثابت کرد که کپسول را بعد از یک فرود در اقیانوس می‌‌توان دوباره به کار انداخت.

از آن به بعد اسپیس‌ایکس توانایی‌های پرتاب موشکش را با سرعت بی‌نظیری گسترش داد و به نظر می‌آید که ممکن است بخواهد گزینه‌ی ۱۲ میلیون دلار برای هر پرواز را باز هم در نظر بگیرد. در ژوئن سال ۲۰۱۰، فالکون ۹ برای اولین بار به پرواز درآمد و توانست با موفقیت یک‌بار دور زمین بچرخد. در دسامبر ۲۰۱۰ اسپیس‌ایکس ثابت کرد که فالکون ۹ می‌تواند یک کپسول دراگون را به فضا ببرد و همچنین این‌ را ثابت کرد که کپسول را بعد از یک فرود در اقیانوس می‌‌توان دوباره به کار انداخت. این موضوع اسپیس‌ایکس را تبدیل به اولین شرکت تجاری کرد که توانست چنین کار برجسته‌ای انجام بدهد. و بعد، در ماه می ۲۰۱۲ اسپیس‌ایکس وارد مهم‌ترین اتفاق در تاریخ شرکت از زمان اولین پرتاب موفقش در جزیره‌ی کواجالین شد.

در ۲۲ می ساعت ۳:۴۴ دقیقه بامداد، یک موشک فالکون ۹ از مرکز فضایی کندی در کیپ کارناوال فلوریدا از زمین بلند شد. این موشک کارش این بود که کپسول دراگون را به فضا ببرد و بعد پنل‌های خورشیدی کپسول از دو طرف باز می‌شدند و دراگون به هجده رانش‌گر خود به نام دراکو (Draco)  و یا موتورهای کوچک موشکی‌اش متکی می‌شد. مهندسان اسپیس‌ایکس تا وقتی این سفر سه‌روزه‌ی کپسول به ایستگاه فضایی بین‌المللی به پایان برسد، در شیفت‌های کاری طولانی کار می‌کردند؛ بعضی‌ها حتی روی زمین کارخانه می‌خوابیدند. آن‌ها بیش‌تر اوقات پرواز دراگون را زیر نظر داشتند و کنترل می‌کردند که آیا سیستم‌های سنسور ایستگاه بین‌المللی فضایی را پیدا می‌کند یا نه.

در ابتدا قرار بود دراگون حوالی ساعت ۴ صبح بیست‌وپنجم به ایستگاه فضایی بین‌المللی متصل شود اما وقتی که کپسول به ایستگاه رسید، یک نور پیش‌بینی‌نشده محاسبات لیزری که باید فاصله‌ی بین دراگون و ایستگاه بین‌المللی را تخمین می‌زد، مختل کرد. شات‌ول می‌گفت: “یادم هست که این موضوع تبدیل به یک کشمکش دو ساعت و نیمه شد.” او با کفش‌های آگز و لباس‌هایش که یک ژاکت سبک بودند، به‌قدری راحت بود که با رسیدن شب، احساس می‌کرد پیژامه به تن دارد و مهندس‌ها هم مشعول سروکله زدن با این مشکل خارج از برنامه بودند. اسپیس‌ایکس که از ناموفق شدن این پروژه ترسیده بود، تصمیم گرفت تا چند نرم‌افزار را روی دراگون آپلود کند تا میزان میدان دید سنسورها را کم کند و تاثیر نور خروشید را روی دراگون به حداقل برساند. سپس ساعت ۷ صبح دراگون به حد کافی به ایستگاه فضایی نزدیک شده بود که دون پتیت (Don Pettit)‌ فضانورد بتواند به‌وسیله‌ی یک بازوی روباتیک تقریبا هجده‌متری بتواند کپسول تجهیزات را بگیرد. پتیت گفت: “هوستن، مرکز! به‌نظرم ما یک اژدها (دراگون) را از دُمش گرفتیم!”

ایلان نحوه‌ی تجارت و کارکرد صنعت هوافضا را کاملا عوض کرد.

شات‌ول می‌گفت: “داشتم از شدت استرس دل و روده‌ام را بالا می‌آوردم. اما بعد ناگهان دیدم که ساعت ۶ صبح مشغول نوشیدن نوشیدنی هستم.” وقتی که اتصال دراگون انجام شد، حدود ۳۰ نفر در اتاق کنترل بودند و تا چند ساعت بعد، کارمندها برای شرکت در شادی آن لحظه به سمت کارخانه‌ی اسپیس‌ایکس سرازیر بودند. با این اتصال به ایستگاه فضایی بین‌المللی، اسپیس‌ایکس باز هم به‌عنوان شرکتی خصوصی یک «اولین بار» دیگر به کارنامه‌اش اضافه کرد. چند ماه بعد اسپیس‌ایکس ۴۴۰ میلیون دلار از طرف ناسا دریافت کرد تا به کار توسعه و ساخت دراگون ادامه بدهند و بتواند کار انتقال انسان‌ها را هم انجام بدهد. استاکر از ناسا می‌گفت: “ایلان نحوه‌ی تجارت و کارکرد صنعت هوافضا را کاملا عوض کرد. او طوری همه‌چیز را برنامه‌ریزی و مدیریت کرد که در حین بالا بردن فاکتورهای امنیت، هزینه‌ها را پایین بیاورد. او بهترین‌ها را از صنعت فناوری استخراج کرد مثل همین نقشه‌ی دفتر اوپن‌آفیس که همه با هم مشغول صحبت و تبادل اطلاعات هستند. این کار از نظر بسیاری در صنعت هوا فضا که برای تولید تجهیزات، اسناد و گزارش پروژه‌ها طراحی شده‌اند، کاری بسیار متفاوت است.”

در ماه می ۲۰۱۴ ماسک مطبوعات را به دفتر مرکزی اسپیس‌ایکس دعوت کرد تا در خصوص آن‌چه با بخشی از پول ناسا انجام داده‌اند، شفاف‌سازی کند. او از فضاپیمای کپسول دراگون V2، و یا ورژن ۲ رونمایی کرد. برخلاف اغلب مدیران اجرایی که دوست دارند محصولات‌شان را در نمایشگاه‌های تجاری و یا مراسمی که در طول روز برگزار می‌شوند، به نمایش بگذارند، ماسک ترجیح می‌داد که مهمانی‌های عصرانه و به سبک هالیوود برگزار کند.

حدود صد نفر ساعت هفت عصر به هاوتورن رسیدن و تا ساعت هفت و نیم با یک عصرانه‌ی سبک پذیرایی شدند. و بعد سروکله‌ی ماسک با یک کت مخمل بنفش پیدا شد و بی‌مقدمه در کپسول را با یک حرکت ناگهانی مثل فونز (Fonz) شخصیت سریال روزهای خوب (Happy Days) باز کرد. آن‌چه او به نمایش گذاشت خیره‌کننده و بی‌نظیر بود. دوران فضای تنگ کپسول‌های گذشته سر آمده بود. در این کپسول هفت صندلی سبک، منحنی و بزرگ وجود داشت که چهارتای آن‌ها نزدیک کنسول اصلی بدند و یک ردیف از سه صندلی هم عقب‌تر قرار داشتند. ماسک داخل کپسول قدم می‌زد تا نشان بدهد چقدر جادار است و بعد روی صندلی اصلی کاپیتان نشست. او یک کنسول که شامل چهار صفحه نمایش مسطح بود را باز کرد و آن‌ها به آرامی پایین آمدند و جلوی هرکدام از آن صندلی‌های ردیف اول قرار گرفتند. وسط آن کنسول یک جوی‌استیک برای پرواز سفینه و چند دکمه‌ی فیزیکی قرار داشت تا اگر لزومی پیش آمد و یا صفحه‌های نمایش لمسی به‌درستی کار نکردند و یا مورد اورژانسی اتفاق افتاد، فضانوردان بتوانند از آن‌ها استفاده کنند. داخل کپسول رنگ روشن و براقی داشت.

تا وقتی که به از بین بردن موشک‌ها و سفینه‌ها ادامه بدهیم، هیچ‌وقت دسترسی درستی به فضا نخواهیم داشت.

بالاخره یک نفر سفینه‌ای لایق رویاهای فضانوردان و فیلم‌سازان ساخته بود. تغییر دیگری هم صورت گرفته بود. دراگون ۲ قادر بود که به‌طور خودکار و بدون دخالت بازوی روباتیک به ایستگاه فضایی بین‌المللی و یا هر سفینه‌ای دیگر متصل شود. این سفینه به‌وسیله‌ی موتور سوپردراکو – یک رانش‌گر ساخت اسپیس‌ایکس و اولین موتوری که با پرینتر ۳بعدی ساخته شده که به فضا می‌رود- هدایت می‌شود. این یعنی یک ماشین که توسط کامپیوتر هدایت می‌شد از یک تکه آهن این موتور را ساخته است که در این مورد یک آلیاژ بسیار قوی به نام اینکونل است. بنابراین مقاومت و کارایی آن باید از هرچیزی که تاکنون انسان‌ها از جوش‌ دادن قطعات مختلف به هم ساخته‌اند بیشتر باشد. و از تمام این‌ها جالب‌تر این بود که ماسک اعلام کرد دراگون ۲ به لطف موتورهای سوپردراکو می‌تواند هر کجای کره‌ی زمین که اسپیس‌ایکس بخواهد فرود بیاید و این رانش‌گرها می‌توانند یک فرود آرام روی زمین داشته باشند. دیگر هیچ خبری از فرود روی دریا نیست. هیچ خبری از نابود کردن و دور انداختن سفینه‌ها نیست. ماسک می‌گفت: “یک سفینه‌ی فضایی در قرن بیست‌ویکم باید این‌طور فرود بیاید. شما می‌توانید این ماشین را دوباره بار بزنید و به فضا بفرستید. تا وقتی که به از بین بردن موشک‌ها و سفینه‌ها ادامه بدهیم، هیچ‌وقت دسترسی درستی به فضا نخواهیم داشت.”

ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

‌ ‌

 

آدرس مطلب از منبع: http://mag.digikala.com/مقاله-article/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D9%86%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%87/

برای دیدگاه ها کلیک کنید

جوابی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر کپچا

*

محبوب ترین اخبار

بالا